ریشه یابی دلالی نوردکاران در بازار فولاد

موضوع دلالی نوردکاران و پروفیلی ها با خرید مواد اولیه ارزان و فروش همان مواد یا محصول تولیدی در بازار آزاد با نرخ های گزاف، سوژه این روزهای بازار فولاد است.

به گزارش” آوای صنعت ”، موضوع دلالی نوردکاران و پروفیلی ها با خرید مواد اولیه ارزان و فروش همان مواد یا محصول تولیدی در بازار آزاد با نرخ های گزاف، سوژه این روزهای بازار فولاد است. شرکت هایی که عموما بورسی نیستند و صورت های مالی شفافی ندارند اما همواره فولادسازان بزرگ کشور که ماه به ماه گزارش های تولید و فروش شان را در سایت کدال منتشر می کنند را متهم می کنند.

علیرضا توجهی کارشناس بازار فولاد در خصوص اقدامات شرکت های نوردی می گوید: واسطه گری در بازار فولاد از سوی افرادی که پشت نام کارخانه ها پنهان می شوند و هیچ شفافیتی نیز از آنان دیده نمی شود رواج یافته که باید بررسی شود چرا متولیان و سیاست گذاران برای ایجاد شفافیت اقتصادی این شرکت ها را به سمت عرضه در بورس سوق نمی دهند؟

توجهی معتقد است که با سیاست های اشتباه، مسیر رانت و دلالی در بازار فولاد باز شده که راه حل احیای بازار، کشف واقعی قیمت محصولات زنجیره فولاد در بورس کالا با حضور کل تولیدکنندگان و مصرف کنندگان است.

گفت وگو با این کارشناس بازار فولاد را می خوانید:

*اغلب نوردکاران، مواد اولیه را خریداری می کنند اما به جای تولید محصول، همان مواد اولیه را در بازار و با نرخ دلار آزاد می فروشند، ارزیابی شما از ریشه ها و علل بروز این رویکرد چیست؟

ابتدا باید به این سؤال اساسی پاسخ داد که دلیل این همه نشست و مصوبه و اقدام در بازار فولاد چیست؟ مگر این نیست که محصول با قیمت واقعی به مصرف کننده نهایی برسد؟ اما بررسی ها از واقعیت بازار فولاد در ماه های اخیر نشان داده که همه اقدامات و مصوبات این ماه ها به سود عده ای دلال تمام شده و مردم هیچ سودی از محدود کردن قیمت در بورس نبرده اند چرا که کل مسیر یعنی شیوه قیمت گذاری اشتباه بوده است.

ما امروز در اقتصادمان با فاکتوری مواجه هستیم که هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند و آن، «قیمت ارز در بازار آزاد» است. البته متأسفانه سیاست گذار به هزاران دلیل اعلام می کند که این ارز را قبول ندارد و فقط ارز نیمایی را ملاک قرار می دهد. وقتی کالایی با دلار 4200 تومان عرضه می شود، یعنی یک عامل مهم تأثیرگذار در سطح کلان حذف شده و خودبه خود رانت کلانی در بازارها ایجاد شده است. بعد از ایجاد رانت نیز اعلام می شود که در بازار فولاد، ورق و شمش را تنها تولیدکننده باید خریداری کند و آن ها نیز به جای عرضه محصول تولیدی خود به بورس کالا، به راحتی آن را در بازار آزاد به فروش می رسانند. اجازه بدهید، مثالی بزنم؛ تولیدکننده، ورق را کیلویی 15 هزار تومان می خرد اما محصول را به قیمت 24 هزار تومان به خریدار می فروشد درصورتی که اجرت تولید کالا در کارخانه حداکثر 2 هزار تومان است. این اختلاف 9 هزارتومانی از قیمت ارز ناشی می شود چون محصول نهایی در بازار فروخته می شود و بازار نیز دلار نیمایی را قبول ندارد. این را باید توجه داشته باشیم که در ایران و همه کشورها، بازار همیشه کار خود را انجام می دهد و هیچ دستورالعملی را برنمی تابد؛ وقتی این مسیر توزیع رانت را برای عده ای در پایین دست فولاد باز می کنیم، طبعاً این شرکت ها نیز از چنین سودی نمی گذرند.

*ریشه ایجاد این مشکلات در کجاست؟

رویکرد و سیاست های اشتباه ما باعث شده تا برخی شرکت ها هر طور که بخواهند در اقتصادمان فعالیت کنند. افرادی که پشت نام کارخانه ها پنهان می شوند و هیچ اسم ورسمی نیز از آنان دیده نمی شود و درنهایت، کالای کارخانه را در اختیار می گیرند. درواقع ما از آن ها دلال ساخته ایم. اما اگر کل زنجیره تولید را تشویق به حضور در بورس کالا کنیم، همه فعالیت ها حتی شرکت های بازرگانی نیز شفاف می شوند و اینجاست که فساد کاهش یافته و بحث های مالیاتی و صورت های مالی نیز برای همگان شفاف می شود.

*ارزیابی تان از «سامانه بهین یاب» وزارت صمت چیست و به اعتقاد شما برای احیای بازار باید چه اقدامی صورت گیرد؟

مشکل اینجا است که در همان ابتدا رانت تقسیم می شود و بعد به دنبال این می گردیم که که رانت جا رفته است. بهتر است، یک بازتعریف در صورت مسئله داشته باشیم، «سامانه بهین یاب» وزارت صمت خوب است اما واقعاً، فولاد محصولی است که به راحتی بتوان آن را قاچاق کرد؟ محصولی است که باید با ماشین سنگین حمل ونقل شود. باید سازوکاری ارائه شود که قیمت بورس کالا به قیمت بازار نزدیک باشد تا قیمت در بازار پایین بیاید. تولیدکنندگانی که محصول خود را در بورس کالا عرضه می کنند در بورس اوراق بهادار نیز «رجیستر» هستند، وقتی آن ها به جای اینکه محصول را به صورت رانتی و تعزیراتی بفروشند، اگر آن را به قیمت بازار بفروشند چند مزیت دارند؛ اول اینکه فروش آن ها واقعی شده و سود آن به جیب سهامدار می رود. نکته دوم، بحث دلالی است، ما باید تکلیف خود را مشخص کنیم که آیا وجود دلال در بازار را می پذیریم یا خیر؟ البته باید در نظر گرفت ما هم دلال داریم و هم بازرگان. دلال، از خود پولی ندارد و تنها دو نفر را به هم وصل می کند تا معامله ای صورت بگیرد و سودی نصیبش شود، اما بازرگان، پول قدرتمند دارد و اوست که بازار را شکل می دهد. اگر بین این دو تفاوت قائل شویم مطمئن باشید بازار مانند همیشه مسیر خود را پیدا خواهد کرد. باید اجازه داد که بازرگانان نیز به طور شفاف وارد بازار شوند تا دولت ببیند چه حجمی از مالیات ارائه خواهد شد و این تحولات، مددکار شفافیت اقتصادی نیز رخ خواهد بود.

منبع:تسنیم